مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
770
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1086 ] فصل [ دوم ] : اندر اسهال كه از نفس روده آيد فقط « 1 » امّا ديگر انواع اسهال دموى و غير دموى در امراض جگر و معده و زلق امعا به تفصيل گفته شد در ابواب آن . اكنون ، بدان كه اسهال روده - خونى بود يا مدّى يا خراطى - على الاطلاق « ذوسنطاريا » خوانند . و بدان كه اسهال دموى معايى بر دو قسم است : يكى ، آنكه روده بخراشد و اين را سحج گويند . دوم ، آنكه رگهاى روده از خون پر شود و دهن آنها بگشايد و خون برآيد به غير از وقوع سحج در امعاء . [ 1087 ] قسم اوّل : اندر اسهال دموى معوى « 2 » كه از گشاده شدن دهن رگهاى روده افتد . اين نيز دو گونه است : يكى ، آنكه رگهاى امعاء غلاظ بگشايند . و علامت وى آن است كه در هر قيام ، نخستين غايط مختلط آيد با خون و بعده [ يعنى پس از آن ] فقط برآيد و با وى هيچ علامت بواسير نباشد ، چون درد مقعد و گرانى و خارش او و برآمدن خون به زرق [ يعنى چون دفع مدفوع در پرندگان ] و تقاطر بعد [ از ] غايط يا قبل او غير مختلط با غايط . دوم ، آنكه رگهاى امعاء دقاق ، مفتوح الافواه گردد . و علامت او آن است كه هربار اوّل غايط فقط برآيد [ و ] بعده [ يعنى پس از آن ] مختلط با خون به أدوار متباعده و بودن آثار سحج ، چون وجع و مغص و خراطه و نشان قيام كبدى چون برآمدن خون غسالى يا خون محض و جز آنكه از لوازم اوست و در ذوسنطارياى كبدى گفته شده ، هيچ پيدا نبود . و فرق در ذوسنطارياى معوى و كبدى در اسهال كبدى گفته شد . علاج : اگر خون بسيار باشد و قوت مساعد بود ، رگ باسليق زنند . و بعده [ يعنى پس از آن ] جهت قبض ، رب ريباس و رب حب آلاس و ربّ به و قرص طباشير قابض و قرص
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Enterorrhoea . ( 2 ) . قاموس القانون : Hemorrhagic .